خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





ادامه نوشته هام4

    اواسط ترم اول دانشگاه بود و من نماینده‌ی گروه علوم تربیتی و هماهنگ‌کننده‌ی امتحانات یکی از اساتید بودم. واحد ... که واقعاً کتابی شیرین و به‌یادماندنی برای من بود کتابی که بعدها توسط دوستانم پاره‌پاره شد، داشتم. استاد این درس بسیار سخت‌گیر بودند و همیشه محور آموزششان کتاب بود بماند که دانشجویان چقدر عجزولابه کردند که استاد جزوه دهد.

     همیشه زمان برگزاری امتحانات فصل‌به‌فصل را به عهده دانشجویان می‌گذاشتند و من باید بین 4 کلاس هماهنگی‌های لازم را برای زمان امتحان انجام می‌دادم. یکی از امتحانات پس از اعلام زمان قطعی کنسل شد. دانشجویان یکی از کلاس‌ها امتحان را کنسل کرده بود و به استاد نیز اطلاع داده بود. دانشجویان یک کلاس دیگر به دلیل رفتن به شهرستان می‌خواستند همان زمان تعیین‌شده امتحان دهند و با استاد هماهنگ کردند (نقش من؟ هیچ) و چون رأی با اکثریت کلاس‌ها بود من زمان قطعی کلاس را اعلام کردم. یکی از دانشجویان بدون هماهنگی باکلاس‌های دیگر و حتی استاد شایعه‌ای پخش کرد و به تمام کلاس اعلام شد که امتحان ... نداریم.

    فردا وقتی استاد آمدند تمام برگه‌های امتحانی را همراه آورده بود قرار برگرفتن امتحان بود. تا آن زمان من نمی‌دانستم چه کسی شایعه‌ی عدم برگزاری امتحان رابین دانشجویان پخش کرده و جالب‌تر اینکه هر سه کلاس اعلام کرده بودند که من گفته‌ام امتحان کنسل شده است! خلاصه حکایت من شده بود مثل ضرب‌المثل آش نخورده و دهم سوخته! کار به‌جایی کشید که به کمیته انضباطی (که بعداً فهمیدم سوری بود) رفتم، کلاً مقصر من شناخته شدم و هر چه گفتم که شایعه را شخص دیگری پخش کرده حرفم را باور نکردند و آن سه نماینده از ترس کمیته انضباطی گفتند که من گفته‌ام امتحان نداریم برایم سخت بود چون دانشجویی بودم که حساس به درس و نظم بودم و استاد هم گفتند که نمره میان‌ترم مرا نمی‌دهند و من بلافاصله از نمایندگی انصراف دادم و پس از یک هفته تمام آن‌هایی که این کار را با من کردند بخشیدم. بعد از یک ماه توسط برخی از دانشجویان فهمیدم که چه کسی شایعه‌پراکنی کرده است اما بازهم دور از اخلاق می‌دانستم که نام او را ببرم، درنتیجه سکوت کردم.

    ترم پنجم بودم که استاد مربوطه از من عذرخواهی کردند و گفتند: که فهمیدم کار چه کسی بوده است و قضاوت عجولانه کرده‌ام بدون اینکه به حرف شما نیز اهمیت بدهم، من استادم را بخشیده بودم زیرا او را دوست داشتم و هنوزم نماینده ایشان در امر کارورزی و ... هستم. فقط این استاد هنوز هم تعیین زمان امتحان را به عهده دانشجویان می‌گذارند. بازهم این مشکلات در بعضی کلاس‌ها وجود دارد. گذشت هرچه بود ... خداوند عمر طولانی و باعزت به این استاد گران‌قدر عطا کند. معلم موفق از قضاوت ناعادلانه می‌پرهیزد؛ چون این‌گونه قضاوت‌ها منجر به بروز اختلافات، كينه و عداوت و عدم اعتماد می‌گردد.


    این مطلب تا کنون 6 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : استاد ,امتحان ,دانشجویان ,زمان ,کرده ,کلاس ,گفته‌ام امتحان ,کمیته انضباطی ,امتحان نداریم ,کلاس اعلام ,زمان امتحان ,
    ادامه نوشته هام4

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر