خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





ادامه نوشته هام2

    خط کش چوبی‌اش را درآورد و شروع به زدن کرد. خیلی محکم می‌زد همه آن‌هایی که خط- کش خورده بودند گریه می‌کردند اما من اصلاً گریه نکردم همیشه به خودم می‌گویم کودکی نکرده‌ام چون همیشه سعی می‌کردم مثل آدم‌بزرگ‌ها بفهمم و درک کنم حتی نفهمیدم که چرا کتک‌خورده‌ام! دستم درد می‌کرد و اندازه یک تخم‌مرغ بزرگ ورم‌کرده بود. دختر بودم و نازنازی، وقتی مادرم دستم را دید گریه‌ام درآمد و برایش آنچه در مدرسه اتفاق افتاده بود را تعریف کردم. فردا همراه مادرم به مدرسه رفتم و مادرم با معلم صحبت کرد و معلم حرفشان این بود که باید هرسال در ابتدای کارم این عمل را انجام دهم تا حساب کار دستشان بیاید و دختر شما هم یاد بگیرد که به حرف من گوش کند. من هرسال دانش امور نمونه مدرسه و ناحیه 1 می‌شدم، پیک‌های من رتبه‌ی اول را می‌آورد و برایم سخت بود که به خاطر زیاد نوشتن تکلیف ریاضی خط کش بخورم و البته یک خطای دید یا عدم تمرکز باعث شده بود من اعداد را درست نبینم. مادرم درصدد این بود که پرونده‌ام را بگیرد و از این مدرسه بروم. وقتی مدیر از کار معلم باخبر شد حق را به مادرم داد و از او خواست به اداره گزارش ندهد. مادرم از من پرسید: که هنوز هم می‌خواهی در این مدرسه بمانی و سر کلاس این معلم بنشینی و من هم گفتم: بله و مادرم مرا سر کلاس برد و به معلم گفت: یک روز از کاری که با دخترم کردی پشیمان می‌شوی. روزها گذشت و من نماینده کلاس شدم نمره‌هایم کمتر از 20 نبود. معلم همیشه مرا برای امتحانات علمی انتخاب می‌کرد سال‌ها گذشت و من به دوم دبیرستان رفتم. دختر همان معلم در مدرسه‌مان بود. آن سال‌ها من جانشین فرمانده بسیج مدرسه بودم و باید ده نفر از بچه‌ها را تأیید می‌کردم تا بسیجی فعال شوند، دختر معلممان‌هم جزو آن‌ها بود به‌راحتی می‌توانستم او را تأیید نکنم و عقده‌ی خط‌کشی که خورده بودم را دربیاورم اما به حرمت مطالبی که آموخته بودم این کار را نکردم. آن دختر اسم مرا در خانه برده بود معلممان فهمیده بود که من همان شاگرد سال 82 بودم و از دخترش خواسته بود که به من بگوید حلالش کنم و گفته بود که از آن سال به بعد هیچ دانش‌آموزی را با خط کش نزده است. خیلی خوشحال بودم که دیگر آن خط کش به دست کودک دیگری نمی‌خورد. البته ایشان را همان سال‌های کودکی بخشیده بودم وقتی این خاطره یادم می‌آید به‌جای آنکه حرص بخورم لبخندی روی لبم ظاهر می‌شود. شاید معلممان عقیده داشتند قربانی کردن چند دانش امور برابر است بانظم تا پایان سال. دفتر تحقیقات و برنامه‌ریزی وزارت آموزش‌وپرورش می‌گوید: «استفاده از اهرم تنبیه به‌خصوص تنبیه بدنی به علت گذاشتن اثرات بسیار منفی روی کودکان (سرخورده بار آوردن و مانع رشد فکری آن‌ها) از سوی آموزش‌وپرورش منع شده است. درباره تشويق و ترغيب و اينکه در پرتو اين عامل می‌توان تحرک و پويايي به وجود آورد نمی‌توان به خود شک و ترديد راه داد». همه احتياج به تأیید و تشويق دارند، شاگرد دوست دارد پدر و مادر و معلمش کار او را مورد تأیید قرار داده و به او آفرين و تحسين بگويند. نگاه کردن به تکاليف دانش‌آموزان خود يک نوع تشويق براي او محسوب می‌شود. عمق تأثیر تشويق را در دریافت برچسب صد آفرین به‌وضوح می‌توان درک کرد. کودک با دريافت يک برچسب صد آفرین چگونه به شوق‌وذوق آمده آن برگ را به همه فاميل و آشنايان خود نشان می‌دهد؟ تشويق می‌تواند در دانش‌آموزان خلاقیت و ابتکار به وجود آورد.


    این مطلب تا کنون 8 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : مادرم ,معلم ,مدرسه ,دختر ,تشويق ,تأیید ,وجود آورد ,دانش امور ,
    ادامه نوشته هام2

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر